کمیته دفاع از آزادی و برابری در ایران — وین: اول ماه مه، روز تجلی همبستگی کارگران و زحمتکشان!

     بار دیگر کارگران سراسر دنیا روز جهانی همبستگی طبقانی و مبارزاتی خود را در شرایطی برگزار می کنند که بحران فراگیر اقتصادی و سیاسی، جهان سرمایه داری را در برگرفته است . این اوضاع بحرانی چه در کشورهای متروپل و چه در کشورهای پیرامونی اوضاع و تحرکات سیاسی متفاوتی را موجب گشته است. از جانب امپریالیست ها ،  جنگ افروزی و انواع توطئه ها ، و از جانب توده ها و کارگران مقاومت هر چه بیشتر و مبارزه های بسیاری را دامن زده است . اردوی کار و سرمایه هر چه بیشتر رودررو قرار گرفته اند ، اعتصابات و اعتراضات سال گذشته در اروپا نظیر : یونان ،    فرانسه ، اسپانیا و اخیرا” انگلستان بیانگر این واقعیت اند .

      هم اکنون  و به دنبال خیزش توده ها ، کارگران و زحمتکشان در خاور میاونه و شمال آفریقا، تلاش های دولت های سرمایه داری بزرگ در به  انحراف  کشاندن و کنترل مبارزات آزادیخواهانه آنان را شاهدیم .

      در کشور ما نیز وضعیت زیستی و اجتماعی کارگران ، مزد بگیران و زحمتکشان به دلیل تعرض همه جانبه به حقوق بنیادین کارگران و توده ها و پایمال کردن هر گونه آزادیهای سیاسی و اجتماعی و حتی فردی، بعلت حاکمیت استبدادی جمهوری اسلامی بمراتب اسفناک  تر شده  است . در سال گذشته باز هم بر دامنه یورش حکومت و کارفرمایان به سطح زندگی و حقوق کارگران افزوده شد، دولت سرکوبگر احمدی نژاد و مجلس ارتجاعی با تصویب قوانین، لوایح و مقررات جدید و طرح ریاکارانه یارانه ها به سطح معیشت کارگران و زحمتکشان یورش بیشتری آورده اند ، و به سوء استفاده از ارتش بیکاران پرداختند تا  روابط ظالمانه میان کارگر و کارفرما را تداوم بخشند .  سیاست ضد مردمی سالیان دراز حکومت اسلامی موجب افزایش بیکاری ، سلب امنیت شغلی ، افزایش  قراردادهای موقت کار،  گشترش سلطه شرکتهای پیمانکاری ، کاهش خدمات درمانی و بهداشتی، افزایش ساعات کار، گسترش کار کودکان و زنان خیابانی شده است و به طور خلاصه گرانی ، فقر و فلاکت فزاینده ای را برای کارگران و زحمتکشان  به همراه داشته است .

      سال گذشته توده های به جان آمده اعتراضات و تظاهرات خیابانی خود را ادامه دادند  و تنها از 25 بهمن تا 25 اسفند علیرغم سرکوبهای شدید و همه جانبه حکومت اسلامی، پنج بار به مناسبتهای مختلف به تظاهرات پرداختند و شعارهای رادیکال در نفی رژیم و ولایتش سر دادند .جنبش های دانشجویی و زنان نیز فعال بوده اند. کارگران و مزدبگیران  نیز با صدها حرکات اعتراضی ، تظاهرات ، تحصن و راهپیمایی در سراسر کشور اعتراض خودر ا  به وضعیت موجود نشان دادند . آنان علیرغم سرکوب اعتراضاتشان و  زندانی شدن فعالین کارگری نظیر منصور اسانلو ، ایرج مددی ، علیرضا شهابی و دیگران به مقاومت و مقابله خود تدوام بخشیدند  تنها در فروردین سال جدید اجتماع اعتراضی کارگران  کشت و صنعت و کارگران برق تهران  در مقابل مجلس ، تجمع اعتراضی کارگران پالایشگاه آبادان ، اعتراضات صنفی کارگران برق کرمانشاه ، راهپیمایی کارگران و کارمندان مخابرات راه دور شیراز و اعتصاب ده هزارنفری کارگران مجتمع پتروشیمی اهواز با درخواست قرارداد مستقیم و افزایش دستمزد به مدت ده روز نمونه های  بارز آنند .

       مهمترین خواست های کارگران عمدتا” صنفی است، خواست هایی چون:  پرداخت حقوق معوقه – که بخشا” تا یکسال و بیشتر نیز پرداخت نشده – ، افزایش دستمزد، لغو قرار داد موقت، خدمات اجتماعی و بیمه و حق داشتن تشکل مستقل و آزاد کارگری را شامل میشوند.

      در سال گذشته حق داشتن تشکل مستقل کارگری و بویژه  سندیکایی، ضرورت، نقش و اهمیت آن در بعد بسیار وسیع و فراگیر برای کارگران و مزد بگیران بسیار مطرح بوده است و در این رابطه با تلاشهای فداکارانه گامهایی نیز به جلو برداشته اند . با این حال، علیرغم آمادگی ذهنی و افزایش آگاهی و خود اتکایی کارگران برای سازمان یابی و افزایش دامنه فعالیت آنها و با وجود افزایش حمایت و همبستگی اتحادیه های کارگری بین المللی از آنان ، جنبش احیاء و یا ایجاد سندیکاها و یا اساسا” تشکل یابی مستقل هنوز با دشواریها و موانع جدی روبرو است . اصلی ترین مانع همانا نبود شرایط دمکراتیک است که علت اصلی آن نیز  وجود حاکمیت جمهوری اسلامی  و اعمال  سیاست های سرکوبگرانه  و ضد کارگری  آن است. برداشتن این مانع نیازمند همبستگی و اتحاد جنبش های کارکران و زحمتکشان، زنان و دانشجویی و همچنین نیازمند همبستگی و حمایت احزاب و سازمانها ی کارگری  با دیگر سازمان  ها و  نهادهای اجتماعی، مدنی و دمکراتیک دیگر جنبش های احتماعی است .

                 زنده باد همبستگی طبقاتی و مبارزاتی کارگران !

                زندانی سیاسی آزاد باید گردد !

               سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی!

کمیته دفاع از آزادی و برابری در ایران —  وین

5 اردیبهشت 1390

https://azadibarabari1.wordpress.com/

Advertisements
Posted in Uncategorized | Leave a comment

ضامن پیروزی مبارزات مردم ایران نه به کلیت جمهوری اسلامی است!


سرانجام این روزها فرا رسیدند. روزهائی که در پی سالها تحقیر و سرکوب در چرخه نظام جمهوری اسلامی هر سال آن بمثابه روزی بود و اینک بدنبال اعلام نتایج دهمین دوره ریاست جمهوری در ایران تحولاتی رخ میدهد که، هر روز آن بسان سالی طی میشود.

بختکی که سی سال مداوم بر سینه و گلوی مردم سنگینی میکرد و می فشرد با دست و همت خود آنان کنار زده میشود تا بتوانند عطر خوش ازادی وبرابری را حس کنند. بختک اما عظیم است و سخت جان. بختک قوانین پوسیده مذهبی، بختک روابط استثمارگرانه اقتصادی، بختک تحقیرگرانه تقسیم جامعه به خودی و غیر خودی، بختک تبعیضات قومی و مذهبی، بختک حذف زنان و تعریف آنان بعنوان ناموس، بختک بی حقوقی کارگران و تهیدستان، بختک ستاره دار کردن دانشجویان، بختک فقر بیکاری و اعتیاد، بختک امام فرقی نمیکند چه خمینی و چه خامنه ای، بختک ولی فقیه مجلس خبرگان و شورای نگهبان و البته بختک گارد ضدشورش و لباس شخصی و اطلاعاتی، بختک گشت نهی از منکر و ثارالله ، بختک شکنجه و دار ها و اعدامها.

سی سال از تولد نامیمون این نظام گذشت. این نظام اما سی ساله نیست. آنچه از دل قیام بهمن 57 متولد گشت رژیم جمهوری اسلامی  بود که پسوند اسلامی اش میراث  1400 سال قبل بود و کماکان قوانین آن حاکم و جاری .

همزمان اما، نوزاد زمان قیام  سی ساله است و چه خوش که 60% از اینان زیر سی سال و خود فرزندانی دارند و پدران و مادرانشان در قید حیات. همه چیز را دیده اند و تجربه کرده اند. میدانند که ساختار این نظام  بر اساس دیکتاتوری است و ابزارش سرکوب .واقفند که اجحاف و ستم و تبعیض، بند بند این نظام را رقم زده است. دانشجو اگر بوده اند هر آئینه که بحرکت افتاده اند تا آزادی را فریاد کنند، زندانش کرده اند. کارگر اگر بوده اند و برای سیر کردن شکم خواستار دستمزد معوقه شده اند، اخراجش کرده اند. معلم اگر بوده اند  یا کارمند یا پرستار و خواستار حقوقی برابر شده اند، بر سرش کوفته اند و اگر از جنس زن بوده اند و طالب رفع تبعیض و برابری با نیمه دیگر جامعه، منکوبش کرده اند. به دیگر سخن تسمه از  گرده  جامعه کشیده اند.

اما دست و پنجه نرم کردن با این نظام در سراسر این سال ها ادامه داشته است. گاه فرازی و گاه فرود، ولی همواره جاری بوده است و در تمام این دوران توده های مردم از هر روزنه ای سود جسته اند تا مفری برای تغییر شرایط بیابند.آنان می دانند که
هر 4 سال کسی از خودی ها می آید تا بر جمهوریت ریاست نماید. جمهوریتی که با  پسوند اسلامی به ریشخند گرفته شده  است و  آنان در تمام این سی سال در این بازی شرکت فعال نداشتند و گاه حتی آن را تحریم کردند. چرا که خود آگاه بودند که رئیس جمهور در مقابل ولی فقیه و اعوان و انصارش کاره ای نیست، گر چه از تغییر دم زند. آخر سید خندان یعنی خاتمی خود بصراحت گفته بود که نقش ما بسان تدارکات چی  است. توده ها آنگاه که شخص اول دولت را مسلوب الاختیار دیدند، در دور پیشین، سیاست تحریم و انفعال پیشه کردند و احمدی نژاد بر راس امور اجرائی قرار گرفت. دوره این دیکتاتور کوچک حاکمیت نظامیان بود. پاسداران و بسیجیان در همه عرصه ها قدرت نمائی کردند . چنان عرصه را بر مردم تنگ نمودند که بی شک عنصر ذهنی در جهت آنچه که باید باشد، یعنی حاکمیت خود توده های مردم،  نضج بیشتری گرفت .

در نبود و خلاء رهبری واقعا مردمی  ، و گزینه ای نیرومند، اینبار آنان از شکاف ایجاد شده در میان حاکمان سود جستند، تا از آن عبور کنند. شکاف ناشی از تضادی بود که مردم  با تما یلات و خواستها و مبارزات خویش به بالائی ها تحمیل کرده بودند. و چنانچه پا به پای آن، سازماندهی و تشکیلاتی آنان را رهبری مینمود، زودتر از اینها عزم میکردند که حساب خود را با این نظام یکسره کنند.

جناحی از حاکمیت، چاره کار را برای حفظ ارکان نظام، در همسوئی با خواستهای مردم دید و جناح سوگلی ولی فقیه چون 4 سال گذشته بر بگیر وببند و سرکوب و جنجال آفرینی و نفس گیری پای فشرد.

گر چه در اساس هر دو این جناح ها سر و ته یک کرباسند و تمام بحثها و مجادلات آنان بر سر شیوه حکمرانی است ، اما در آنجائی که یکی شان بخش هایی از خواست و حرف مردم را تکرار کرده و آنان را گامی در رسیدن به آرزویشان که رهائی از شر کلیت این نظام بود نزدیکتر میساخت، پس به حمایت از وی برآمدند.اما در واقعیت هر 4 کاندیدا الزام خود  به نظام و ولایت فقیه و همچنین قانون اساسی را  اعلام داشتند. در واقعیت سابقه آنها در سرکوب و فریب مردم و اختلاس و غارتگری اظهر من الشمس است. آنچه که در اینجا  رخ میدهد  با اصول ابتدائی دمکراسی نیز خوانائی ندارد، یعنی در ایجا  رای به کسی برای احتراز از انتخاب کسی دیگر است، و نه انتخاب فردی مستقل بر اساس اندیشه مترقی و قابلیت های کارساز و سابقه اش!

بدنبال اعلام نتایج آنچنانی  به اصطلاح انتخابات ریاست جمهوری در 22 خرداد 88  که بسیاری آن را بهت آور خواندند، احمدی نژاد بار دیگر، طبق نقشه رهبری وسپاه  سکان اجرائی کشور را بدست گرفت. اینک همان جوانان 30 ساله و توده های مردم  که اکثرا به موسوی رای داده بودند، در کمال ناباوری اینبار خود را فریب خورده یافتند.

اعلام این نتایج چه در کمال صحت و یا بدروغ و ریا ،چه در قالب کودتای نرم و یا با تقلب صورت گرفته باشد، فرقی در صورت مسئله ایجاد نمیکند.سیاست آنان بر آن است  که در بر همان پاشنه بچرخد.

از این نقطه روزهای  تعیین کننده ای در مبارزات مردم ایران رقم میخورد. این سرآغاز را در مبارزات توده ها در روزهای اخیر شاهدیم. اینکه روند این حرکت به نتیجه آن یعنی سرنگونی نظام جمهوری اسلامی و ایجاد حاکمیت خویش به بار نشیند یا نه  را، رشد مبارزات آنان تعیین میکند.

با ارزوی دستیابی توده های سنمدیده ایران، کارگران و زحمتکشان، زنان و جوانان به خواست هایشان ، در کنار آنان و در این راه بکوشیم.

سرنگون بادرژیم جمهوری اسلامی!

14 /6/ 2009

کمیته دفاع از آزادی و برابری در ایران – وین

Posted in Uncategorized | Leave a comment

ح ریاحی: مبارزه ضد استبدادی در مصر و گره گاه ها

بالاخره برج و باروی استبداد مصر هم ترک برداشت. پس از توفان قیام مردم تونس که بسیاری از کشورهای خاور میانه را در نوردید و خواب مستبدین حاکم در پاره‌ای از این کشورها را به کابوس تبدیل کرد، هم‌ اکنون قیام سراسری مردم مصر زمین‌ لرزه سیاسی عظیمی را بوجود آورده که بسیاری، مخصوصاً متحدین حکومت مصر را،  غافلگیر کرده است. انقلاب تکنولوژیک و پیدایی ابزار های رسانه ای چون فیس بوک و تویتر هم  طلسم خفقان و ممیزی مستبدین قرن بیست و یکم را شکست و علی‌ رغم فیلتر هایی که کشورهای صنعتی برای از کار انداختن همین اختراعات تدارک دیده بودند، تا همین اندازه هم این رسانه‌ها کار خود را کرده‌اند و توده های لگدمال شده مصر ارزش آنرا دریافتند و در بسیج مردم بموقع از آن استفاده کردند.

در مصر، پس از درگیری‌های اولیه که به کشته و زخمی شدن بسیاری منجر شده بود، حسنی مبارک در سخنرانی تلویزیونی نسبت به این وقایع اظهار تأسف کرد و گفت که همیشه با فقرا همدردی کرده است! او در عین حال وعده‌هایی داد که معمولاً شیوه همه مستبدین در شرایط رویارویی با شورش و قیام توده های بجان آمده از سرکوب، فقر، گرسنگی و فلاکت است و به بهانه اینکه اگر کنار برود کشور به هرج و مرج دچار می شود، حاضر نشد به خواست مردم گردن گذارد و قدرت را رها کند.

حسنی مبارک دقیقاً زمانی قول میداد و تهدید می‌کرد که لباس شخصی های حکومتی صدها نفر را در خیابان‌های قاهره، اسکندریه، سوئز و دیگر شهر ها کشته و طبق اغلب خبر گزاری های معتبر بیش از سه هزار نفر را زخمی و یا دستگیر کرده و در گروه های صد نفره زمینه آشوب و هرج و مرج را بوجود می آوردند. اما توده هادر خیابانند و بر خواست های خود پا فشاری می کنند. شدت خشم آن‌ها بقدری بود که جمعه شب چندین ساختمان که همگی نمادهای سرکوب و کشتار بود را به آتش کشیدند، از آن جمله بود حزب دولتی ان. د. پ. ( حزب دمکرایتک ملی ) و وزارت داخله، تلویزیون دولتی و در کل کشور بیش از شصت پاسگاه پلیس. مردم ضمن ادامه تظاهرات آرام زمانی که مشاهده کردند عوامل ناشناسی به تخریب و غارت موزه ها مشغولند از ارتش که  ظاهراً موضع بی‌طرف گرفته و دست غارتگران را باز گذاشته بود، خواستند که مداخله کند و جلوی نابودی اموال ملی را بگیرد. در روزهای بعد که دامنه غارت به بسیاری مکان ها کشیده شد، مردم خود کنترل محلات و حفاظت از مناطق حساس را بعهده گرفتند.

شعار ها از همان آغاز ضد دیکتاتوری و برای آزادی بود: « بازی تمام است، مبارک »، « آزادی، مبارک، گم شو »، « مبارک بیدار شو، امروز آخرین روز تو است »، و « ما جمال را نمی خواهیم. » حسنی مبارک تا کنون با تاکتیک متناقضی با این شورش مردمی برخورد کرده است. از یک سو، اپوزیسیون رابه دیالوگ دعوت می‌کند و از دیگر سو، یک  روز با دستور پرواز جت و هلیکوپتر بر فراز مردم، و روز دیگر با گسیل چماق بدستان اسب و شتر سوار، تلاش میکند برگ تهدید و ارعاب را از دست ندهد. این تاکتیک، البته بدون مشورت با نیروهای امنیتی، ارتش و مشاوران مورد اعتماد او صورت نمی گیرد. بازگشت عجولانه سمی عنان، فرمانده کل قوای مصر، از آمریکا و، طبق گزارش خبرگذاری ار. ان.ان.، مشورت او در روز شنبه با فرماندهان ارتش پیرامون کنار رفتن حسنی مبارک، بخش دیگری از تلاش‌های دستگاه حاکمه برای حفظ نظام با تغییراتی سطحی در راس هرم حکومتی است.

شیوه برخورد دول اروپا و آمریکا هم در راستای حفظ حسنی مبارک و تغییرات گام به گام بدون آسیب رساندن به پایه‌های اصلی نظام است. باراک اوباما در عین حالی که بن علی، حاکم فراری تونس، را یک دیکتاتور می‌نامد و می‌گوید که در کنار مردم تونس است و از خواست های

دمکراتیک آن‌ها پشتیبانی میکند، با لحن کاملاً محتاطانه با حسنی مبارک برخورد کرد: او در نخستین واکنش خود گفت: « آمریکا طرفدار حقوق مردم مصر است، ما با دولت بمنظور آینده‌ای

عادلانه تر، آزادتر و امید بخش تر کار می کنیم. »! ارتباط تلفنی روبرت گیت، وزیر دفاع امریکا، با همتای مصری خود و هیلاری کلینتن با عمر سلیمان هم در همین رابطه بود. دو روز بعد، روز یک‌شنبه باراک اوباما موضع گیری مشخص تری داشت و از « گذر تنظیم شده » به دولتی که  نمایندگی بیشتر در آن وجود داشته باشد، سخن گفت. ( ۱ )

رهبران دول اروپایی هم برای حفظ حسنی مبارک نگرانی خود را نشان دادند، او را تشویق  کردند زندانیان سیاسی را آزاد کند و رفورم هایی را برای ثبات حکومت خود عملی سازد. آلمان، فرانسه و بریتانیا طی بیانیه مشترکی اعلام کردند:« ما نقش تعادل بخش حسنی مبارک را طی سالها در خاور میانه شناخته ایم و می‌خواهیم که همین نقش را در وضعیت کنونی بعهده بگیرد. » ( ۲ )

نقش « تعادل بخش ! » حسنی مبارک که مخصوصاً اتحادیه اروپا خواهان آن است، بخاطر ادامه سیاست پس از کمپ دیوید در سال  ۱۹۷۹و صلح بااسرائیل است که انور سادات مبتکر آن بود. او و حسنی مبارک به سیاست جمال عبدالناصر که به « راه سوم » معروف بود و شامل سرمایه داری دولتی، حفظ نوعی استقلال از غرب و نزدیکی به شوروی سابق بود، خاتمه دادند. اما در عین حال بخش دیگری از برنامه جمال عبدالناصر را که عبارت بود از نظام تک حزبی و قلع و قمع  همه احزاب و جریانات اپوزیسیون، منجمله اخوان المسلمین، را جزئی از سیاست همیشگی خود قرار دادند، از شوروی‌ها خواستند تا مصر را ترک کنند و خصوصی سازی ها را طبق خواست سرمایه داری جهانی در شکل نئو لیبرالی آن پیاده کردند. زمینه این کار، البته، فراهم بود. چون جمال عبدالناصر با انجام اصلاحات ارضی و صنعتی کردن کشور مصر را به یک جامعه سرمایه داری تبدیل کرده بود. انورالسادات پیش از آنکه بدست عضوی از اخوان المسلمین ترور شود، حسنی مبارک را به جانشینی خود انتخاب کرد.

حسنی مبارک پس از قتل سادات تاکنون شرایط فوق‌العاده و نوعی حکومت نظامی بر قرار کرده، همه احزاب و سازمان های اپوزیسیون، منجمله اخوان المسلمین، را پیوسته بشدت سرکوب کرده است. گرچه گرایشات تروریستی و ضد یهودی درون این سازمان را نمیتوان دست کم گرفت، ولی چند عمل تروریستی اعضایی از این سازمان بهانه ی کافی بدست حسنی مبارک داد تا همه احزاب و گروه‌های دیگر را تار و مار یا به پشت میله های زندان ها بفرستد.

روابط دول سرمایه داری غرب تا پیش از ناآرامی های این هفته، با مصر دوستانه بوده و آن‌ها هیچ فشاری بر حکومت مصر بخاطر نقض حقوق بشر و یا فقر و فلاکتی که مردم مصر از آن دهه هاست رنج می‌بردند، نیاورده بودند. آن‌ها  همیشه بخاطر موقعیت سیاسی  و منطقه ای مصر و نقشی که در حفظ ثبات منطقه و میانجیگری با اسرائیل بعهده گرفته است، اهمیت ویژه ای  برای روابط خود با آن قائل اند و از آن پشتیبانی کرده اند. آمریکا سالانه معادل یک و نیم میلیارد دلار به مصر کمک می‌کند که یک میلیارد و سی صد میلیون آن کمک نظامی است. با این همه، رستاخیر همگانی مردم مصر و تغییراتی که مقاومت و پایداری آن‌ها میتواند در کل منطقه بوجود آورد، تعادل مورد دلخواه غرب را برهم زند و بر منافع اقتصادی و سوق الجیشی آن‌ها آسیب رساند، نگرانیهای زیادی را ببار آورده است. هم از این روست است تأکید دول اروپا بر « حفظ ثبات » و بزرگ کردن خطر اخوان المسلمین. و این همه نیست مگر سرپوش گذاشتن بر مسائل اصلی مردم  مصر یعنی نبود آزادی‌های سیاسی و مسائل مبتلابه روز مره مردم که عبارتند از : فقر، بیکاری، و نداشتن زندگی توأم باکرامت انسانی. آیا در کشوری که بیست پنج حزب و سازمان سیاسی وجود دارد و اتحادیه ها سابقه مبارزاتی نسبتاً درخشانی دارند، محدود کردن اپوزیسیون

 

 

به اخوان المسلمین آب ریختن به آسیاب جریاناتی نیست که در صددند همه حرکت‌های آزادیخواهانه و برابری طلبانه مردم را تحت بهانه « خطر نیرو گرفتن حکومتی شبیه ایران » با علم کردن مهره‌های مورد اعتماد خود از درون همین نظام دوباره سرکوب کنند؟

مردم جامعه هشتاد و پنج ملیونی مصر علیه استبداد و مشکلاتی که روزانه باآن در گیرند قیام کرده اند. هنوز سی در صد مردم بی سواد، ۴۰ در صد  زیر خط فقر و .۴  در صد آن‌ها  بیکارند، و طبق آمار رسمی تورم حدود چهارده در صد است، دولت  ۲۵ میلیارد پوند مصری کسری موازنه بودجه داشته است و فقط تا ماه سپتامبر ۲۰۰۹ سی و دو هزار میلیارد پوند از بانک قرص گرفته و در همان سال صدور نفت و گاز ۴۳ در صد و تولیدات بخش کشاورزی ۲۰ تا ۴۰ در صد کاهش داشته است، ( ۳ )

حسنی مبارک در پنجمین دوره انتخابات که تنها دوره ای بود که مردم بیش از یک نامزد را میتوانستد بر گزینند، چون پی برده بود که احتمال نوعی دگرگونی به سمت پلورالیسم سیاسی، حد اقل در همان انتخابات فرمایشی، وجود دارد، دست به تقلب زد و  کبریت شورش را کشید، دقیقاً همان کاری که خامنه ای و شرکا دو سال پیش انجام دادند. وضعیت مصر استثناء نیست. حسنی مبارک چهارصد هزار نیروی سرکوبگر لباس شخصی ، سیستم جاسوسی گسترده داخلی و خارجی و سیستم نظامی و پلیسی صاحب امتیاز اقتصادی گسترده دارد و علاوه بر همه این‌ها  فساد گسترده و سوء مدیریت اقتصادی. آیا تونس، و دیگر کشورهای دستخوش بحران منجمله کشورمان چنین وضعیتی ندارند؟

امروزه ارتجاع حاکم در منطقه و متحدین آن‌ با جنبش های اجتماعی نوع جدیدی مواجهند که ستون‌های اصلی آنرا جوانان تشکیل می دهند. نسل عمدتا تحصیل کرده آگاهی که تا چهل در صد آن بیکارند. شصت در صد مردم خاور میانه جوانند، اما چه دانشگاهی باشند چه بی‌سواد، هیچ چشم اندازی را برای آینده خود تحت حاکمیت دزدان ( کلپتو کراسی ) مستبد و فاسد کنونی نمی‌توانند تصور کنند. این نسل جوان زندگی انسانی توأم با کرامتی را طلب می‌کند و دیکتاتور ها را بر نمی تابد. دیگر نمی‌خواهد شرایطی را بپذیرند که این دیکتاتور ها یکی با « امیر مومنان » ( پادشاه مغرب ) خواندن خود، دیگری با وصل شجره نامه خود به پیمبران ( ملک عبداللله، پادشاه اردن )، سومی خود و قبیله اش را « حافظ اماکن مقدس » نامیدن ( پادشاه عربستان ) و چهارمی خود را ولی خدا بر روی زمین ( جمهوری اسلامی ایران ) خواندن، می‌خواهند بر آن‌ تحمیل کنند.

اما کشورهای سرمایه داری غرب که تاکنون با تکیه بر این ساختار سیاسی و حکومت های نیابتی به غارت و استثمار خلق های این منطقه مشغول بوده اند، خواهان پیشبرد همین شرایطند. صفاتی که باراک اوباما در نخستین برخورد خود با حکومت مصر در جمله‌اش آورد، هشدار دهنده بود. او گفت که: « آینده‌ای عادلانه تر، امید بخش تر و آزادانه تر !! » را برای مردم مصر می خواهد. و معلوم می‌شود که از منظر دستگاه حکومتی آمریکا مصر دهه هاست عادلانه بوده است! اکنون می‌خواهند از خارج آنرا عادلانه تر کنند!  بین این طرز تفکر و نسل جوان طالب تحولات بنیادین که بیش از ده روز است در خیابان ها برای پایه‌ای ترین حقوق انسانی خود مبارزه می‌کند و با خون خود بر سنگ فرش خیابان‌ها تاریخ انقلابش را به ثبت می رساند، دریایی فاصله هست. آیا مردم این مناطق میتوانند به دمکراسی های مورد نظر دول سرمایه داری که در همین دو دهه ی گذشته بارها قواعد دمکراسی پارلمانی خود را زیر پا گذاشته‌اند، مثلاً در انتخابات پارلمانی گذشته در الجزایر و فلسطین که در هر دو مذهبیون پیروز شدند ولی مورد پذیرش آن‌ها  نبود، باور داشته باشند؟ حقیقت این است که دمکراسی های هرمی موردعلاقه این دول که آمریکا در راس آن و دیگر کشورها به ترتیب رده های تحتانی آنرا تشکیل می‌دهند تا نظم نابرابر سیاسی و اقتصادی را نگهبانی کنند، شکست‌خورده است. در خصوص شکست اقتصاد نئو لیبرالی بازار هم بجاست نظر ژوزف ای. ستیگلیت، برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال ۲۰۰۱ را مطالعه کنیم او می گوید: « حدود یک چهارم کل در آمد آمریکا به جیب یک در صد بالای جامعه میرود، در حالیکه در آمد اغلب

 

 

 

مردم آمریکا از دوازده سال پیش کمتر است. بانکها نه قبول می‌کنند که اعتبارهای نادرست داده‌اند  و نه خسارت ها را می پذیرند. بخش مالی می‌خواهد حکومت را وادار کند باز پرداخت کامل ( خسارت ) را بعهده بگیرد، حتی وقتی به بیگاری بیشتر، حیف و میل یا فقر گسترده منتهی شود…… خسارات را بانکها و متخصصین اقتصادی ای باید بعهده بگیرند که مارا به این مصیبت دچار کردند. » ( ۴ )

واقعیت این است که جهانی شدن فقر، بیکاری، بی آیندگی جوانان، جهانی شدن اعتیاد، فحشا و فساد، امروزه  جنبش ها و خیزش های مردمی را جهانی کرده است. مشخصه این جنش ها گره خوردگی مساله نان و‌آزادی است. در مبارزه برای آزادی زمینه ایجاد جبهه گسترده ای که آماده از بین بردن آثار استبداد باشد، فراهم است. اما بدون گره زدن مبارزه برای آزادی با مبارزه برای نابودی فقر و فلاکت، چنین جبهه گسترده ای بوجود نمی‌آید. مبارزه برای آزادی  و نان در مصر شروع شده و تنها با وجود چنین جبهه گسترده ای میتوان به پیروزی این  جنبش ضد استبدادی امیدوار بود. بدون به میدان آمدن فاعل اصلی این جبهه که طبقه کار گر و همه زحمتکشان و پایمال شدگان جامعه است، نه مبارزه ی پیگیر برای دمکراسی و نه مبارزه برای نان به پیروزی نهایی دست می یابد. نگرشی که  مبارزه  تودها را فقط به شکل شبکه ای و افقی آن محدود می‌کنند و نقش رهبری متمرکزی که تودها از پایین برای خود رهانی انتخاب می‌کنند را تحت عنوان سازمان های هرمی سلطه طلب رد می‌کند ، خواه و ناخواه زمینه ر ا برای قدرت گیری نیروهای لیبرال و اصلاح طلبی فراهم می‌کنند که در جهان امروز همانطوریکه قیام سال ۵۷ کشور مان نشان داد نه میتوانند مساله آزادی‌ها را حل کنند نه مساله نان وزندگی توأم با شان انسانی را. آنچه مردم و بخصوص جوانان مصر می‌خواهند، در دست گرفتن سرنوشت خود و دخالت مستقیم در تصمیم گیری هاست ، به بیان دیگر می‌خواهند دنیای بهتری را با دمکراسی مشارکتی و انتخاب نمایندگان خود بوجود آورند. در این مسیر چه بقایای رژیم و چه حامیان امپریالیسم آن‌ها و نیروهای لیبرالی که در صدد حفظ پایه‌های همین نظام پوسیده اند، دشمنان بالقوه و باالفعل محسوب می‌شوند و باید امیدوار بود که توده های به جان آمده مصر بتوانند جبهه انقلابی و مترقی خود را هر چه منسجم‌تر در مقابل آن‌ها بوجود آورند.

در عین حال نباید از نظر دور داشت که سازمان اخوان المسلمین بدلیل گذشته خود و موضعگیری برخی از رهبران آن که علناً از یک نظام اسلامی دفاع می‌کنند و جمهوری اسلامی ایران ورهبران آن را قهرمان لقب می دهند، سیاست متفاوتی با یک حکومت مذهبی در قدرت ندارند و اگر موقعیت مناسب بدست آورد بی تردید حکومت ایدئولوژیک خود را بر پا خواهد کرد.( ۵ )  باید ضمن تأکید بر حکومت لائیک و جدایی دین از دولت و نظام آموزشی، خطر چنین سازمان هایی را در هر جا و باهر نامی که باشند یادآوری و تأکید کرد.

ما که به جدایی ناپذیر بودن مبارزه برای آزادی و نان باور داریم از تمامی خواست های بحق مردم مصر که یاری دهنده آن‌ها در نجات از بختک استبداد حکومتی است دفاع می کنیم.

ح. ریاحی

06.02.2011

،

۱ــ روزنامه لو مند دیپلماتیک ۳۱ ژانویه ۲۰۱۱

 

۲ـــ روزنامه  استاندارد ۵ فوریه ۲۰۱۱

۳ـــ روزنامه پرسه ۳۰ ژانویه ۲۰۱۱

 

۴ ـــ گزارش « مرکز اطلاعات وپشتیبانی تصمیم گیری ها ی کابینه وزرای مصر»

 

۵ ـــ  مصاحبه یکی از رهبران اخوان المسلمین در رادیو بی بی سی

Posted in Uncategorized | Leave a comment

فرازی دیگر از خیزش توده ها- یوسف زرکار

جنبش آزادی خواهانه مردم ما در طی هفت ماه، پیشرفت رو به اعتلاءخود را هم چنان تداوم داد و در ششم دی ماه فراز برجسته دیگری از قدرت توده ها را به نمایش گذاشت.این جنبش از همان ابتدای شروع خود در شب 22  خرداد،خصلت های گوناگون و بر جسته ای را هر چند در ابعاد ی محدود ، پراکنده و موردی جلوه گر سا خته بود ، در طی تداومش در مقاطع 13 آبان (روز قدس )،16 آذر (روز دانشجو) و بویژه در ششم دی ماه (روز عاشورا ) آن خصائل را در ابعاد توده ای و وسیع به نحوی آشکار و روشن جلوه گر ساخت. خواسته ها ،شعار ها و نظرات طرح شده اولیه بدلیل نشات گیری از واقعیت های عینی، در بستر و زمینه توده ای به نیروی مادی بدل شده و ارکان رژیم جمهوری اسلامی را به لرزه انداخت. شعار های ساختار شکنانه ،شهامت و روحیه بالای مبارزاتی ، مقابله با سرکوبگران و کار برد قهر انقلابی و بکار گیری تاکتیک جنگ و گریز خیابانی و حتی نبرد تن به تن ، از ویژه گی های بارز جنبش در این فراز بودند . البته همانطور که اشاره شد ،این خصوصیات از همان ابتدای شروع جنبش طرح شده و بروز یافته بودند و در طی روند رشد و پیشرفت جنبش در فراز ششم دی ماععمق، وسعت و دامنه یافت . بروز این خصوصیات در ابعاد  توده ای و سراسری نه تنها پتانسیل و توان جنبش  و توده های بپا خواسته را در برابر دید همگان قرار داد ، بلکه چهره واقعی ” سبز ها” و موسوی ها در تلاش برای حفظ نظام و سازش با جناح رقیب ( بیانیه کذایی شماره 17 و غیره) را برملا نمود . اگر جنبش توده ها از همان ابتدا با سر دادن شعارهای ساختار شکنانه عبور نظری از جنبش باصطلاح سبز را طرح نمود ولی در فراز ششم دی ماه با قدرت و توان توده ای خود و در بعدی سراسری (تهران و شهرستانها)به نحوی عملی و مادی شد و در سطحی کیفی، از “جنبش سبز ” عبور کرد و خواست سرنگونی کلیت رژیم را به عیان در پیش رو نهاد. جنبش با شعارهایی چون : مرگ بردیکتاتور ، خامنه ای قاتله – ولایتش باطله، نه هاشمی – نه احمدی – لعنت بر بیت رهبری ، امسال سال خونه – رژیم سرنگونه ، می کشم – می کشم- آنکه برادرم کشت، ما زن و مرد جنگیم – بجنگ تا بجنگیم و غیره ،عزم و جهت حرکت خود را در نفی تمامیت رژیم مشخص ساخته است. این شعار ها و خواسته ها با پشتوانه نیروی عمل توده ای و در صحنه اجتماعی  نقاب از چهره موسوی و امثالهم برکشید، که همواره در پی حفظ رژیم شان با چهره اندکی بزک شده هستند . حتی  بخشی از جناح غالب را به نزدیکی با آنان واداشته است تا راهی برای نجات کشتی شکسته رژیم بیابند و تحت عنوان مقابله با ساختار شکنان “منافق ” و مارکسیست ، مفری برای نجات رژیم جستجو کنند . و حتی  آنان را وادار نمود تا در مسیر و خط باصطلاح میانه روی سریال نمایش مسخره مناظرات تلویزیونی (رو به فردا ) را راه بیاندازند. اما این جنبش و قدرت لایزال توده ها ست که آنان را به رعشه های مرگ کشانده و نقشه های شان را نقش برآب می سازد.زیرا که در فراز ششم دی ماه همگان دیدند که چگونه نیرو های سرکوبگر سپاه و بسیج ،علیرغم بکر گیری همه گونه ابزار و آلات سرکوب و حتی تیر اندازی مستقیم به روی مردم ، در مقابل دلاوری و مقابله انقلابی توده ها و بویژه جوانان مستاصل و درمانده شدند. همگان دیدند که چگونه لباس از تن سرکوبگران درآوردند و به آتش کشیدند ، کلاه خود ایمنی آنان را سرچوب کردند و به استهزاء گرفتند . عکس  و نام  خامنه ای جنایتکار را آتش زدند و لگد کوب کردند . مقر پلیس و بیش از سی موتور سیکلت آنان را طعمه حریق ساختند و در مواردی آنان را به تسلیم واداشتند . با کاربرد کوکتل مولوتف نفربرهای آنان را سوزانند و غیره . توده های بپا خواسته ، نیروهای سرکوبگر را با عجز و لابه واداشتند و این علیرغم بکارگیری ابزار و ادوات مدرن و قرن بیست و یکمی نظیر :  دوربین های کنترل ترافیک ، دستگاه های شنود تلفنی و ردیابهای موقعیت موبایل و غیره از طرف جمهوری اسلامی رخ داده است . همه اینها علیرغم تلاش فکری و نظری و اندرزهای مفلوکانه ” سبزها ” و بوق های تبلیغاتی مدافع آنان مبنی بر نفی مقابله با سرکوب و بری داشتن توده ها از کاربرد قهر انقلابی صورت پذیرفته است . و این نشانگر درک و آگاهی ، توانایی و پتانسیل  انقلابی نهفته در قدرت توده هاست که از یک طرف  برسینه مصلحان دروغین که فقط توده ها را از مقابله باز می داشتند ، دست رد زدند و از طرف دیگر استفاده از حق خود که همانا مقاومت در برابر سرکوب رژیم است را به نمایش گذاشتند .

با قاطعیت می توتان گفت که ششم دی ماه فرازی برجسته در جنبش کنونی خلق ماست که مهر تاریخی خود را بر پیشانی دارد ، اما علیرغم این خصایص ارزنده ، جنبش توده ها از کمبورها و نارسایی هایی نیز رنج عمیق می برد که از جمله : کمبود تاکتیکهای مشخص مبارزاتی ، عدم سازمان یافتگی مطلوب ، تسلط شعارهای مذهبی و برخی نطرات انحرافی و عدم برخورداری از رهبری واقعا انقلابی از مهمترین آنهاست . اگر قرار است که جنبش عمق و وسعت بیشتری یافته و ارتقاء کیفی یابد،  باید بتواند علیرغم کارآیی نسبی تاکنونی ، به طور مشخص از روزهای مناسبتی و مذهبی فراتر رود ، گر چه با توجه به فرهنگ و روحیات توده ها و ترکیب آنان ، توسل به شعارهای مذهبی وحتی  سیطره یافتن آن بصورت خود به خودی تا حدودی اجتناب ناپذیر است ولی باید تلاش شود تا شعارهای آسمانی به شعارهای زمینی و آگاهانه و برخواسته از زندگی توده ها و مسایل سیاسی و اجتماعی آنان تبدیل شود . باید شعارهای عدالت طلبانه و برابری خواهانه را هر چه بیشتر به پیش کشید  تا جنبش مردم از زاویه خواسته هایش تعمیق یابد و هر چه بیشترسراسری و توده ای شود. جنبش کنونی باید بتواند در استفاده از تاکتیکهای مشخص مبارزاتی، در جنگ و گریزهای خیابانی و در مقابله با سرکوبگران از ابتکارات و هماهنگی های بیشتری برخوردار شود ، علیرغم بکارگیری سطحی از ارتباطات و تشکل، ضروری است که با توجه به ظرفیت و توانایی نیروهای شرکت کننده در جنبش اعم از روشنفکران، کارگران ، زنان ، دانشجویان و معلمان در بسط و تحکیم روابط و سازمانیابی خود بکوشد،  تا تدوام  و قدرت مبارزه و جنبش را تقویت و تضمین نماید . گر چه بطور  مشخص از روز سیزده آبان ( روز قدس ) دانشجویان و دانشگاهها در تداوم و استمرار مبارزه و جنبش به طور روزانه نقش بسزا و عملی داشته اند و استمرار جنبش را  در محیط های دانشجویی و جو جامعه حفظ کرده اند،  اما دستیابی به سطح بالاتری از سازماندهی و گسترش هر چه بیشتر جنبش به شهرستانها و توده های بیشتر ، از ضروریات است .

رهبری واقعا انقلابی که حداقل از خصوصیت های رادیکال و هدایت گر برخوردار باشد از آسمان نازل نخواد شد ، چشم داشت  به خارج از مرزها و یا اصلاح طلبان نیز امر بیهوده و عبثی است . پیدایش رهبری مطلوب در طی  پراتیک مبارزاتی و تداوم جنبش امکان پذیر است . این امکان وجود دارد که رهبری مطلوب ، با توجه به توانایی ها و نقش آفرینی های روشنفکران، دانشجویان و معلمان ، زنان و کارگران و با هم گرایی ، گسترش ارتباطات و همفکری آنان از دل همین حنبش نطفه بسته، رشد کرده و متولد شود  . جنبشی که در ششم دی ماه چنین فراز پر شکوهی را بروز داده است ، این توانایی و ظرفیت را دارد که در مسیر ارتقاء و پیشرفت خویش این نارسایی ها و کمبودها را نیز برطرف سازد ، مهم به کارگیری  این ظرفیتها و توانایی ها است . جنبش به پیشگامان عملی خود می آموزد و آنان نیز به جنبش خواهند آموخت ، این دیالکتیک مبارزه است .

یوسف زرکار   – دی ماه 88

Posted in Uncategorized | Leave a comment

مهمان هفته گزارشگران: یوسف زرکار- درباره اوضاع سیاسی و تبعید

یوسف زرکار از فعالین سیاسی شناخته شده است که هم اکنون مدیریت سایت دگرگونی را بر عهده دارد. از او خواستیم که مهمان این هفته گزارشگران باشد. برای آشنائی بیشتر با دگرگونی به آدرس زیر مراجعه نمائید.

گزارشگران- یوسف زرکار گرامی به مهمانی هفته گزارشگران خوش آمدی ، اگر تمایل داری در باره خودت و سالهای تبعید برای ما بگو ؟

http://www.degarguny.com

یوسف زرکار- در سالهای 1350 از فعالین جنبش دانشجویی بودم .. در سالهای 51 و 54 توسط ساواک رژیم شاه دستگیر و زندانی شدم .  در سال 57 بدست توانای توده های مبارز ایران از زندان شاهنشانی آزاد شدم . از همان روزهای آزادی در سازمان های چپ و کمونیستی تا سال 68 فعالیت حرفه ای داشته ودراین سال به خارح از کشور پناهنده شدم . اکنون سالهاست که بصورت مستقل بفعالیت های سیاسی غیرحرفه ای عملی و نظری ادامه میدهم و سایت دگرگونی  را مدیریت میکنم .  لازم به تذکر است که مفهوم تبعیدی را مناسب و در خور پناهندگان سیاسی و مهاجرین به خارج از کشور نمیدانم . زیرا تبعیدی را نیرویی و معمولا حکومت ها وادار میکنند تا درجایی محدود و اجباری زندگی کند ولی پناهنده را شرایطی وادار میکند که به نفی آن شرایط و پذیرش شرایط جدید برآید . سالهای مهاجرت و پناهندگی نه تنهاسالهای پربار مبارزاتی نبوده بلکه به دلیل غلبه گرایشات انحرافی گوناکون بر کل حنبش چپ رادیکال شکست خورده و هزیمت کرده ، عدم ریشه یابی دلایل این وضعیت و عدم انسجام حداقلی ،  نه تنها قادر به تاثیرگذاری جمعی و متشکل برروند مبارزات داخل  کشور نیست بلکه در ایفای نقش حمایتی موثر وجمعی در خارج نیز ناتوان است.  به هرحال علیرغم این وضعیت، در حد توان از یک طرف به نقد و بررسی عملکرد و اندیشه گذشته پرداخته که در مقالات و جزواتی انتشار یافته که در سایت مذکور منعکس است و از طرف دیگر در تشکلهای دمکراتیک به فعالیتهای عملی  در دفاع از مبارزات مردم ایران برای آزادی و برابری می پردازم .

گزارشگران- پس از ماه  ها اعتراض خیابانی و پشت سر گذاشتن حوادث بسیار، هم اکنون شاهد فروکش کردن این اعتراضات هستیم ، آیا دوره ای از رکود چنبش اعتراضی مردم را شاهد خواهیم بود؟

یوسف زرکار- اساسا طرح سوال به این شکل بیانگر واقعیت نیست ، زیرا واقعیت این است که جنبشی که پتانسیل آن را تضادهای سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی و سرکوب قهری وخونین سی ساله رژیم تشکیل میدهد و در خرداد 88 سرریز شده است ،  نمی تواند به سادگی فروکش کرده و دچار رکود شود . از آنحایی که جنبش اعتراضی مردم فعلا و متاسفانه عمدتا در چارچوب تعیینات اصلاح طلبی به پیش میرود ، از آنجایی که از روزهای مشخص دولتی برای تظاهرات و اعتراضات استفاده میشود ، میتواند این شبهه را پدید آورد ولی با اندکی دقت در شعارها ، تاکتیها و سطح مبارزاتی توده ها ی مردم میتوان دید که این جنبش اعتراضی علیرغم محدودیت هایش هر بار به درجاتی به کیفیت های بالاتری دست میابد .و این گویای آن است که جنبش مردم به طور کلی در مسیر رشد و گسترش قرار دارد . به هیچ وجه  شاهد” دوره رکود” نیستیم  و افت و خیزهای آن از همان محدودیت های این جنبش ناشی میشود، ولی در سیرکلی اش جنبش  رو به اعتلاء دارد .

گزارشگران – کروبی مدتی قبل به نمایشگاه کذایی مطبوعات وارد شد و تحرکاتی را موجب شده است، هدف او و این ماجرا را چگونه می بینید ؟

یوسف زرکار– کروبی در مقایسه با محمد خاتمی یا میرحسین موسوی ، چه از نظر وجهه جهانی یا سابقه کاری در رژیم یا حتی در تخصیص آراء در جایگاه ضعیف تری قرارداشت و دارد . لذا ایشان تاکتیکهای مختلفی رادر پیش گرفته تا در خدمت استراتژی اش برای کسب موقعیت برتر یا هم وزن در بین رقبای هم جناحی قرارگیرد . لذا به حرکت های پیدا و پنهان شدن لحظه ای در اجتماعات و تجمعات دست میزند ، کمااینکه در همین 13 آبان نیز شاهدش بودیم ومضافا اینکه ازشرکت درنمایشگاه باصطلاح بین المللی مطبوعات ، هدف دفاع و جلب نظر در مورد زندانیهای مطبوعاتی و سیاسی هم جناحی اش را نیز در نظر دارد . او میداند که این حضورهای لحظه ای تاثیرش را در افکارهای عمومی برجا خواهد گذاشت و برایش ” اعتبار و محبوبیت ” فراهم میکند . و متاسفانه تا حدودی نیز چنین شده است تا جایی که برخی در شعارها اورا ” بت شکن” فرض می کنند ، در حالی که یکی از بت هایی که باید شکسته شود خود” جناب” ایشان است . بهرحال این نوع حرکات نمایشی و “موج آفرینی” مشکل ناتوانی ایشان در رهبر شدن را حل نمی کند . و بیانگر هیج گونه رابطه اساسی دو طرفه بین توده ها و رهبری نیست . اندگی دقت در چنین حرکات نمایشی دم خروس تبلیغات غیرواقعی او و اصلاح طلبان را برملا میکند .  در حالی که وی  تمام تلاشش  را جهت حفظ و محدود کردن جنبش دگرگونی طلب مردم در چهارچوب قانون اساسی ونظام اسلامی مصروف میدارد ، و با حنجره ” غرایش ” معترضین را به” تظاهرات سکوت” و مبارزه بدون خشونت دعوت میکند، محافظین اش در دفاع از او در مقابل اعتراض و تهاجم جناح مخالف حکومتی در نمایشگاه کذایی مطبوعات اسلحه کشیده و تیراندازی هوایی میکنند. این داستان” جالب” واقعیت جامعه و شیوه برخورد نیروهای نظامی و امنیتی نظام راباخودی ها بخوبی نشان میدهد، تا چه رسد به توده های مردم معترض که از دید حکومتی ها غیر خودی اند  و براحتی و بدونه دغدغه ای روزانه به شدید ترین وجهی مورد سرکوب، شکنجه و تجاوز قرار می گیرند. اینان که خود رطب می خورند، توده های مردم را منع می کنند . در حالی که این  حق طبیعی و دمکراتیک مردم  است که به دفاع از خود بر خیزندوبه دفع قهرحکومتی برآیند.

گزارشگران- حال که گفتگو به این جا رسید ، نحرکات 13 آبان و پی آمدهایش را چگونه ارزیابی می کنید ؟

یوسف زرکار– جنبش دمکراتیک مردم در روز 13 آبان فراز دیگری را بنمایش گذاشت و گامی دیگر در راه رسیدن به کیفیت بالاتر را برداشت . 1 –  جنبش مسیر راهپیمایی را بنحوی انتخاب کرد که همدوش و هماهنگ با مسیر دولتی نباشد 2 – در  مقابله با سرکوب شدید نیروهای نظامی و امنیتی و لباس شخصی های رژیم، تاکتیک تجمعات پراکنده را در پیش گرفت تا  در حد امکان نیروهای سرکوب گر را پراکنده و درمانده سازد 3- با سردادن شعارهای رادیکال و کوبنده علیه خامنه ای و با پایین کشیدن پلاکارد بزرگی از تصویر وی و لگد کوب کردن آن ، هدف حرکات و اعتراضات خود را که همانا دگرگونی بنیادی و ساختارشکنی است به عینه آشکار ساخت 4 –  در بخشهایی و مواردی با ایجاد راه بند دفاعی، پرتاب سنگ و برگرداندن گازاشک آ ور به سمت نیروهای رژیم ، برحق طبیعی و دمکراتیک  خود مبنی بر دفاع و مقاومت صحه گذاشت . و اراجیف اصلاح طلبان به ویژه تبلیغات بوق های خارجی آنان پیرامون مبارزه بدون خشونت را به سخره گرفت. پیامدهای حرکات 13 آبان را در سه زمینه  میتوان بررسی کرد:

اول- تاثیرات آن بر خود جنبش مردم که موجب رشد و تعالی روحیه آنان گشته وبه تقویت همبستگی و تداوم مبارزه منجر میشود. دوم-  تاثیر آن بر روی اصلاح طللبان که آنان را هر چه بیشتر ترسانده و به اصولگرایان نزدیک تر میسازد و سازش احتمالی آنها را تقویت میکند و سوم-  تاثیر آن بر روی اصولگرایان و به ویژه بخش کودتاچی که موجب ریزش و سردرگمی بیشتر آنان گشته و تضادهایشان رابیشتر تشدید میکند . درمجموع رشد و تعالی بیشتر جنبش توده ها، رژیم جمهوری اسلامی را در بن بست ناشی از بحران سیاسی ، بیشتر گرفتار میسازد . از طرفی تن دادن به عقب نشینی موردی سلسله عقب نشی ها را موجب خواهد شد و از طرف دیگر سرکوب گسترده تر جنبش پایگاه احتماعی و سیاسی رژیم را هر چه بیشتر محدود و محدودتر میسازد و حتی راه حل کج دار و مریض ( سیاست هویج و چماق ) نیز به رشد هر چه بیشتر جنبیش  منجر خواهد شد .

گزارشگران– در باره شعارها ، شکل و سطح مبارزات مردم کشورمان بیشتر توضیح دهید ؟

یوسف زرکار– شعارهای سرداده شده در جنبش اعتراضی مردم از22 خرداد 88 تا 13 آبان از زوایا و موارد گوناگونی میتواند مورد بررسی قرار گیرد که در آنجا به دو مورد آن اشاره میشود :

الف – شعارهای عام سیاسی : از آنجا که جنبش اعتراضی  مردم یک جنبش عمومی برای دستیابی به آزادی و دمکراسی است، لذا شعارهای آن نیز خصلت عمومی و فراطبقاتی دارد . نمی تواند و نباید خصلت طبقاتی مشخص داشته باشد . در مجموع همین شعارهای عام سیر تکاملی و رادیکالی پیدا کرده است . در هر گام ، جنبش محتوای روشن تر و غنی تر یافته و خواسته ها را بوضوح بیشتری بیان می کند . شعارهایی مانند : استقلال ، آزادی ، جمهوری ایرانی  – مرگ بر اصل ولایت فقیه – خامنه ای قاتله ولایتش باطله – می جنگیم ، می میریم ، ایران را پس میگیریم .و نظایر آن علیرغم جنبه های انحرافی و ناروشنی که برخی ار این ها  دارند، در جوهره خود  یک چیز عمومی و اساسی را طرح و پیگیری میکنند و آن نفی نظام جمهوری اسلامی و دگرگونی بنیادی روبنای سیاسی است . که این  شعارها، این هدف را به روشنی بیتشردر پیش رو می گذارد . و منافع همه اقشارو طبقات را در بردارند و برخلاف درک بعضی از ساده اندیشان همین شعارها ی جنبش، بطور مشخص نشانه  و بیانگر طرح نظری عبوراز موج سبز است .

ب  – شعارهای خاص جناحی : بعضی از شعارهایی که چه قبلا و یا در روز قدس و در حرکت 13 آبان سرداده شده اند ، شعارهایی جناحی  اند که منافع اصلاح طلبان را در بر دارند که بعضا آگاهانه از طرف آنها و برخا” از طرف توده های هوادارشان مطرح میشود ، شعارهایی مانند: دولت کودتا استعفا استعفا ، یا زنده باد و پاینده باد ….. و یا برادر رفتگر….  ویا بسیحی واقعی… و یا روحانی واقعی……و یا شعار بی محتوی و بی معنای یا حسین میرحسین و نظایر آنها شعارهایی اند که در چهارچوب منافع اصلاح طلبان قرار دارد و جنبش مردمی را در آن محدوده محدود و محصور میدارد .

درباره شکل و شیوه مبارزاتی توده ها باید به چند نکته اساسی و مهم  توجه کافی مبذول داشت . یکم – نیروی مادی و سازمان یافته سرکوب را فقط و فقط با نیروی مادی و سازمان یافته توده ها میتوان شکست داد  و نیروی توده ها نیزدر روند این مبارزات عمومی و توده ای میتواند سازمان یابدو گام به گام برمحتوی وتوان خودبیافزاید . دوم  -برخلاف تبلیغات دورغین اصلاح طلبان و بلندگوهای منادی آن که همه تلاششان این است که استثنا را بجای قاعده بنشانند ، جنبش ضد استعماری مردم هند و یا کنگره ملی افریقا فقط به مبارزه بی خشونت متکی نبودند . فقط با روزه گرفتن و یا کتک خوردن مسیح وار جنبش گاندیسم درخیابانها نبود که جنبش ضد استعماری هند به موفقیت هایی دست یافت، بلکه حرکات و جنبش های قهر آمیز ، اعتصابات و تظاهراتهای خشونت آمیز در برابر سرکوب گران و بطور کلی مجموعه ای از بهم پیوستگی این حرکات بود که منجر به آن نتیجه شد . و در حنبش ضد آپارتاید افریقای جنوبی نیز جدای از دلایل و موارد دیگر ، در کنگره ملی افریقا یک سازمان مهم و تاثیرگذار بنام نیزه ملت یا زوبین ملت وجود داشت که نه تنها به مبارزه مسلحانه چریکی دست میزد بلکه مبارزات قهر آمیز پراکنده و وسیع توده ای، سابوتاژ ها  و خرابکاریها را سازمان میداد و این دورغ بزرگی است که این نمونه ها را با وارونه نشان دادن بقاعده تبدیل میکنند و برای جلوگیری و رشد اعتلای جنبش مردمی ما به خورد توده ها میدهند تا از رادیکال شدن جنبش جلوگیری کنند. زیرا ین اصلاح طلبان ا و طرفدارانشان هستند که از رادیکالیسم جنببش در هراسند .

سوم – این رژیم های دیکتاتوری و سرکوبگرند که به کارگیری قهرو خشونت را به جنبش های توده ای تحمیل میکنند و به آن خصلت مقابله و دفاع از خود میباشد . وقتی نیروهای سرکوبگر گوناگون با گاز اشک آور ، اسپری فلفل ، باتون برقی و حتی گلوله با مردم مواجه میشوند چرا توده ها به ویژه جوانان نباید راه بند ، باریکاد و غیره ایجاد کنند ؟ چرا نباید با سنگ و چوب از خود دفاع کنند ؟ چرا نباید با شیوه های ابتکاری  موتورسواران بسیجی  را واژگون سازند ؟ چرا نباید حتی با سازماندهی هسته های مقاومت و دفاعی در اشکال گوناکون از خود محافظت کنند؟ این دشمنان جنبش مردم ، مغرضان و یا دوستان نادانند که خلاف حق طبیعی و دمکراتیک توده ها را در مقابله با رژیم سرکوبگر جمهوری اسلامی تبلیغ می کنند . نگاهی به همین صحنه های درگیری و تظاهرات در جنبش اخیر ، در همانهایی که جوانان به دفاع از خود برخاسته اند ویا برای نجات یکی از خود به نیروهای سرکوبگر یورش برده اند و غیره و نتایج بدست آمده ، این ادعا را اثبات می کنندکه مقابله و دفاع نه تنها حق است بلکه ثمر بخش نیز هست.

این بار با حرکت 13 آبان سطح مبارزات توده ها گامی کیفی به جلو برداشته و با پایین کشیدن پوستر احمدی نژاد و خامنه ای و لگد کوب کردن آن ، با شعارهایش که اشاره شد ، با جدا کردن صفوف خود از صف دولتی و غیره هدف و بلوغ خود را در نفی زژیم و دگرگونی آن بسیار روشن نموده و در این مسیر نیاز به برداشتن گامهای دیگری دارد تا به کیفیت عالیتری دست یابد

گزارشگران- اساسا” کمبودهای این جنبش را در چه می بینید ؟

یوسف زرکار– در رابطه با کمبودهای جنبش فقط به موارد کلی و اساسی بسنده میگردد

الف –  فقدان رهبری رادیکال و مردمی که توانایی هدایت و ایجاد چشم اندازو سازماندهی  برای جنبشی با چنین پتانسیل بالارا داشته باشد مهمترین مسله است و این کمبود است که موجب میگردد تا انرژی انقلابی اقشار طبقات مختلف در مسیر انحرافی خدمت به این یا ان جناح قرارگیرد.

ب  –  فقدان سازمان یابی مناسب و ضروری بویژه برای نیروی فعال جوانان و شبکه های گوناگون محلی و سراسری از دیگر کمبودها است که ایجاد شورای هدایت گری چه در مقیاس محلی و چه سراسری میتواند به رشد و گسترش هر چه بیشتر جنبش و به تداوم آن کمک شایانی بنماید .

ج –  علیرغم شرکت فعال عموم مردم از اقشار طبقات مختلف و سنین مختلف و فعالیت چشم گیر جوانان و دانشجویان و شرکت افراد ی از طبقه کارگر در این مبارزات عمومی تا مدامی که دخالت سیاسی طبقه کارکر با شعارهای سیاسی عمومی تحقق نپذیرد دستیابی به رشد و تعالی بالاتر بسیار دشوار می نماید.

د- گسترش محدود وناکافی دامنه جنبش در شهر های بزرگ،کمبود دیگری است که توجه شایانی را می طلبد.

و- …………………

گزارشگران- در باره نقش و شیوه برخورد اپوزسیون در خارج از کشور توضیح دهید ؟

یوسف زرکار– در مورد اپوزسیون خارج از کشور به طور عمومی چندین طیف را میتوان از هم تمیز داد : سلطنت طلبان ، مجاهدین ، اصلاح طلبان حکومتی ، چپ راست و جمهوری خواهان ، چب رادیکال و سرنگونی طلب . اهداف و شیوه برخورد  دو تای اولی تا حدودی برهمگان روشن است . اینان روی خط چشم داشت به نیروی خارجی – حال چه آمریکا و چه اروپا – با شکل و شیوه های متفاوت در حرکت اند .اصلاح طلبان حکومتی خود را نماینده و وکیل مردم می دانند و خود را با بیانیه ها و نمایشات و سخنرانیهادر خارح از کشور چنین منصوب  می کنند . چپ های راست یعنی اکثریتی ها و  توده ای ها  و جمهوری خواهان گوناگون نیز به مثابه دنباله چه انان برایشان کف می زنند و هورا می کشند . هدف اینان حفظ و محدود نگه داشتن جنبش اعتراضی مردم در چهارچوب حاکمیت نظام اسلامی و تعویض مهره ها و کسب موقعیت برتر است . و شیوه برخورد آنان نیز در همین نمونه های خارج از کشوری بسیار گویا است  ،اکبر گنجی ، ابراهیم نبوی و محسن مخملباف خود را رهبران سبزها در خارج میدانند و جنبش را” سبز” می نامند و همه چیز را سبز می خواهند و با عتاب و خطاب هر رنگ و صدای دیگری را برنمی تابند و دنباله چه هایشان شیوه آنها را کاملتر کرده و برخورد های” سبزالهی ” را که جلوه ای از ماهیت آنان است بروز می دهند .

و اما چپ رادیکال وسرنگونی طلب در وضعیتی به سر می برد که موجب میدان داری کوتوله های سیاسی شده است . پراکنده گی و سکتاریسم ، درک نادرست از وظایف دمکراتیک و سوسیالیستی و غیره موجب شده است تا نتوانند در یک کادر معین و اصولی ، هماهنگ و یک جهت حرکت کنند و این نیروی فراوان و پراکنده را متشکل سازند تا تاثیرگذاری موثر داشته باشند . و افراط و تفریط نیز یکی از مشخصه های آنان است . از طرفی برخی از ساده اندیشان که تفاوت مثلا برگزاری یک میز کتاب گروهی با همکاری و هماهنگی برای تاثیرگذاری بر جنبش داخل را درک نمی کنند ، به بهانه نقد سیاست همه با هم و با اتخاذ موضع اولترا انقلابی عملا پراکندگی را تقدیس میکنند ، و از طرف دیگر بعضی با عدم درک مواضع و اصول دمکراتیک سرنا را از سرگشاد می زنند مثلا در بیانیه ( همبستگی با مردم ایران ) تنها چیزی که یافت نمی شود دفاع از مبارزات مردم یعنی کارگران ، دانشجویان ، زنان و … است، در باره انواع و اقسام تحریمها و باید و نباید آن صحبت می کنند ولی کلمه ای در باره دفاع از خواست سرنگونی مطرح نیست. اگر اولی ها با جنبش قهراند و در برج  عاج نشسته اند تا مبادا بر دامن کبریایی گردی بنشیند ، و شرکت در هیچ حرکتی را برنمی تابند ، دومی ها در هر حرکتی با گذشت از مواضع اصولی به بهانه رادیکالیزه کردن آن حرکت شرکت می کنند و الخ . اما راهکار اصولی و واقعی کدام است ؟ به نظر میرسد راهکاری که در خدمت حمایت از جنبش باشد و بتواند تا حدودی تاثیرگزار بوده و انعکاس رسای صدای انان باشد ، میتواند ایجاد شورای هماهنگی باشد که هر جریان چپ و دمکرات بر پایه مبانی اصول دمکراتیک یعنی دفاع از سرنگونی ، دفاع از مبارزات اقشار و طبقات مردم ، و دفاع از خواسته ها و مطالبات آنان در جهت تعمیق دمکراسی خواهی را در بر گیرد . این وحدتی در عین تکثر است . شورای هماهنگی با اتحاد در عمل و هماهنگی شعارها ، آکسیونها ، تظاهرات و حرکات دیگر را سازماندهی می کنند . و هر جریانی  مواضع و نظرمستقل خودش را تبلیغ  می نماید . این گونه همکاریها و اتحادها زمینه  و شرایط  رشد و گسترش اتحادها و همکاریهای بزرگتر را فراهم خواهد ساخت .

گزارشگران- در رسانه ها و اظهار نظرها به نقش و اهمیت ماجرای هسته ای و حقوق بشر زیاد دامن زده میشود، نظر شما چیست ؟

یوسف زرکار– اینها دو موضوع جداگانه است  و هر کدام نقش و اهمیت خاص خود را در ارتباط با مبارزات مردم ما دارند . ماحرای هسته ای از جانب رژیم به مسله ای مهم و حیثیتی تبدیل شده است ، چه با پوشش کاذب ملی و چه با شعار کذایی ” انرژی هسته ای حق مسلم ماست که هدف دیگری را در پی دارد ، چه با سرمایه گذاریهای مادی و معنوی که  به قیمت خانه خرابی وضعیت معیشتی  مردم در آن صورت گرفته است به مسله ای پیچیده از طرف رژیم و امپریابیستهای گوناگون با اهداف خاصشان و سیاستهای ویژه شان ، تبدیل شده است  و به کانونی در انحراف مبارزات مردم ما بدل شده  است . رفع و کنارگذاشته شدن این مسله با هر درجه و کیفیتی به نفع مبارزات مردم است و توحه ها را به مسایل واقعی توده ها بیشتر معطوف میدارد .

مسله حقوق بشر که از جانب رژیم جمهوری اسلامی به شدیدترین وحهی لگد کوب میشود و از طرف امپریالیستها به ابزاری برای چانه زنی و امتیازگیری تبدیل شده یکی از مسایل واقعی توده هاست که در ابعاد گوناگون تبلور دارد . هر تلاشی برای دستیابی و هر بند و ماده آن کمک شایانی به پیشرفت جنبش اعتراضی مردم خواهد نمود و تحقق واقعی آن خواست توده هاست .

گزارشگران- چشم  انداز نزدیک تحولات سیاسی داخل کشور کدام است ؟

یوسف زرکار– اساسا” جشم انداز تحولات سیاسی داخل کشور با چگونگی پیشرفت و تداوم جنبش توده ها و نوع برخورد حاکمیت و حناحهای آن و نتیحه حاصله از آن تبیین میشود . با توجه به اینکه وضعیت مبارزاتی در جامعه به دلایل گوناگون در کوتاه مدت قابل پیش بینی نیست ولی از آنجه که تاکنون رخ داده چنین برمی آید که چشم انداز نزدیک تحولات سیاسی ، تداوم سیاست کج دار و مریض ( سیاست هویج و چماق ) رژیم در رابطه با اصلاح طلبان و جنبش توده های مردم است  ، طرفین به زمان محدودی نیاز دارند تا اوضاع بعد از 13 آبان را وارسی و اتخاذ موضع و تاکتیک نمایند .

گزارشگران- آیا ناگفته ای دارید ؟

یوسف زرکار– آرزو میکنم شعار” زندانی سیاسی آزاد باید گرددد ” که یکی از خواسته  های مهم و برحق مردم و جنبش مااست ، به دست توانای توده ها باردیگر مثل رژیم شاه تحقق یابد و موجبات آزادی زندانیان سیاسی از هر عقیده و مرامی را فراهم سازد .

گزارشگران – با تشکر از شما

یوسف زرکار –  باسپاس از شما که امکان چنین گفتگویی را فراهم آوردید .

گزارشگران

www.gozareshgar.com

Posted in Uncategorized | Leave a comment

بهروز سورن: شتری که در خانه آنها خوابیده است

بدون اما و اگر تمامی زندانیان سیاسی عقیدتی باید ازاد شوند.

هیچ فردی به جرم اندیشه و نظرات سیاسی عقیدتی خود نباید مورد بازخواست  قرار گیرد و محبوس شود.  اما انچه مرا به نوشتن این سطور ترغیب میکند این است که  چرا اکنون و نه دیروز اصلاح طلبان و اندیشه ورزان سبز به زندانی کردن فعالین سیاسی اعتراض می کنند. چرا دیروز که که به قدمت یک دهه تاریخی تعریف میشود و فداکارترین و آگاه ترین فرزندان این مرز و بوم  در دخمه های مخوف جمهوری اسلامی در تمام ابعاد رفورم طلب و تمامیت خواه به خاک و خون کشیده شدند – اعتراض نکردند؟

اغلب منتقدین کنونی حکومت و رئیس جمهور متقلب احمدی نژاد در دهه شصت در مناصب حکومتی بودند. یکی رئیس جمهور بود دیگری نخست وزیر و آن یکی نماینده مجلس  و فرد دیگر در دفتر تحکیم وحدت و یا انجمن اسلامی فلان دانشگاه و همگی با کشتار زندانیان سیاسی همراهی و همفکری و در بهترین حالات سکوت کردند و یا مستقیما در شناسائی و بازداشت و همچنین در کشتار آنان دخالت مستقیم و غیر مستقیم داشتند. این حقیر جز اعتراضات منتظری و پدرش به سیاست های خونریزانه حاکمیت در آن ایام نشنیدم.

هم از اینرو و برای بازگوئی جنایات جمهوری اسلامی در تمامی رنگهایش این سیاهه را مینویسم. درد آور است  در ایامی که تعدادی از زندانیان سیاسی در اعتصاب بسر برده اند و کوتاه پیش از این اعتصاب خود را با پیامی به ملت پایان داده اند –  این جملات نوشته شود. برخی از زندانیان سیاسی اعتصابی در دهه شصت در انجمن های اسلامی عضو و دبیر آنها و یا در سپاه و بسیج بوده اند و همان ها در آن دهه شوم و خونین بی نقش در سرکوب و گرفتاری مرگبار دانشجویان آزاده و چپ نبوده اند.

آقای موسوی هم اکنون نیز در دفاع از آزادی تمامی زندانیان سیاسی شبهه دارد علیرغم اینکه این عبارت را هر از گاهی عنوان میکند. دفاع  تمام عیار از زندانیان سیاسی و محکومیت اعدام  زندانیانی که در کمال اعتقاد به راه و اهداف خود توسط رژیم حاکم حلق آویز می شوند – بندرت  منعکس میشود اما نامه نگاری های آقای احمد قابل و مهاجرانی و سایر آزاد شدگان … به تفسیر بازتاب مییابد. بی شک دفاع از زندانیان سیاسی در شرایط کنونی  – در گذشته و آینده از اهم ضرورت هاست. زندانهای سیاسی میبایستی از میان بروند. هیچ اندیشه ای نباید محصور شود. اما انصاف حکم میکند که هم اکنون که طعم بازداشت و شکنجه و حصر را چشیده اند دو نکته را رعایت کنند.

نکته اول: اعتراف و نقد به عملکرد گذشته خود در قبال فعالین و دانشجویان آزاده و چپ در دهه شصت و هفتاد و در امتداد آن افشاء دانسته ها و اطلاعات خود از کشتار سراسری زندانیان سیاسی در سال شصت و هفت و همچنین اعلام آمادگی برای پاسخگوئی در برابر دادگاههای بین المللی.

در این زمینه موسوی اعلام میکند که: برای طرح این نکات محذوراتی دارد؟

سوال این است که چگونه با سرپوش نهادن بر جنایاتی هولناک همانند تابستان سال 1367 میتوان جامعه ای ازاد وعده داد؟

آیا کشتار زندانیان بی دفاع سیاسی در دهه شصت و بویژه کشتار سراسری تابستان 67 را محکوم می کنید؟

کدام هماهنگی را با کمیسیون مرگ و فتوای امام تان خمینی انجام دادید؟

اگر جنایات جمهوری اسلامی در گذشته را محکوم می کنید و امروزه به خطای خود پی برده اید – تکلیف خود را با امام راحل  تان  خمینی که فتوای نابودی هزاران انسان دربند را صادر کرد تعیین کنید؟

 

نکته دوم: در مرحله اول  دفاع بی قید و شرط از آزادی بیان –  تشکل و رهائی تمامی زندانیان سیاسی و عبور از قانون اساسی  ج. ا. که اصل ولایت فقیه را بعنوان ستونی لایتجزا در خود دارد.

اینجانب اعتقاد عمیق دارم که دو نکته مذکور هرگز در توانائی ها و ظرفیت های جنبش سبز نیست. هم از اینرو امید به آینده ای بهتر و شایسته تر را تنها در گرو زمین لرزه ای بنیان کن در ساختار سیاسی اجتماعی کشورمان میدانم. زمین لرزه ای که تنها و تنها در دست های توانای مردم محروم  کشورمان تعریف خواهد شد.

12.6.2010

sooren001@yahoo.de

 

Posted in Uncategorized | Leave a comment

سي سال جنايت و خشونت جمهوري اسلامي عليه مردم کشورمان

کميته دفاع از آزادي و برابري در ايران – وين

هم اکنون در آستانه 22 بهمن سي و يکمين سالروز 1357 انقلاب ضد سلطنتي قرار داريم. امروزه فضاي سياسي  حاکم بر کشورمان و خروش اعتراضي مردمي در خيابانها  يادآور مبارزات آن دوران است. ديکتاتوري مذهبي برخاسته از مبارزات ضد سلطنتي نشان داده است که صدها بار وحشيانه تر از خاندان پهلوي و داراي ظرفيتهاي بسيار فراتر از ديکتاتوري سلطنتي بوده و در اين رهگذر از هيچگونه رذالتي در سرکوب جنبشهاي خياباني مردم – شکنجه و زندان و اعدام آنان دريغ نميورزد. اکنون جنبش جاري عزم خويش را در دستيابي به اهداف دمکراتيک با سرنگوني رژيم جمهوري اسلامي در بعدي وسيع و توده اي پيوند زده است و اين کاربست تجربه قيام شکوهمند 57 است که خواسته هاي دمکراتيک را با سرنگوني نظام شاهنشاهي در پيوند قرار داده بود. وجه مشخصه اعتراضات امروزه اما آنستکه اينبار اندوخته آگاهي و شناخت مردم کشورمان بسيار فراتر از آندوران است. آگاهي به ضرورت سرنگوني کليت نظام و راديکاليسم در طرح مطالبات خود از آنجمله اند. بي گمان طرح خواستهاي آزاديخواهانه و دمکراتيک چنانچه با مطالبات اقتصادي و برابري خواهانه توام گردد ميتواند مردم محروم کشورمان را به سرمنزل مقصود روانه گرداند زيرا که ازادي و برابري مکمل يکديگرند. مردم بخوبي ميدانند و تجربه کرده اند که چگونه مطالبات آزاديخواهانه آنان توسط رژيم حاکم و در پوشش مبارزه و هياهوي پوچ  باصطلاح مبارزه  ضد امپرياليستي به حاشيه رانده شده  و ديکتاتوري را در همه شئونات زندگي روزمره آنان جاري ساخته است. بي ترديد تنيدن خواستهاي برابري طلبانه و آزاديخواهانه ميتواند مردم محروم کشورمان را از زير فشارهاي خردکننده اقتصادي و سياسي برهاند. مردم کشورمان از لابلاي اعتراضات خياباني خود دريافته اند که سرکوبگران در ازاي مطالبات حق طلبانه آنان تنها و تنها زبان خشونت را بکار ميبرند و ديري نخواهد پائيد که به ضرورت دفاع از خود و کاربست تدابير لازم براي مقابله با دار و درفش حکومتي پي برده و بکار گيرند. مردم کشورمان از ميان تجربه سي ساله حاکميت جمهوري اسلامي دريافته اند که جنايتکاران حاکم تنها با گسترش و همبستگي عمومي و اعتصابات سراسري کارگران و زحمتکشان زنان و جوانان صحنه سياسي را از لوث وجودشان پاک خواهند کرد. سرنگوني آنان مترادف با حذف آنان خواهد بود و نزديک است

توده ها بخوبي ميدانند که در جريان قيام بهمن 57 و در نبود رهبري انقلابي که از منافع همه اقشار و لايه هاي اجنماعي دفاع کند در سازش با کشورهاي امپرياليستي رهبري بدست مرتجعين و در راس آنها خميني جلاد افتاد و پي ?مد آنرا تا به امروز با پوست و خون خود تجربه کرده اند. از همينرو اينبار اما در جستجوي راهي دگر خواهند بود و اين مهم با چشمداشت از اصلاح طلبان و سازشکاران ميسر نخواهد شد همانگونه که نظرانداختن به خارج از مرزها نميتواند راهگشا باشد. يگانه رهبري جنبش قطعا از درون آن و با تکيه بر روشنفکران کارگران جوانان و زنان تبلور خواهد يافت. اصلاح طلبان در هفت ماه گذشته به روشني ظرفيتهاي محدود خود را نشان داده اند و در حال حاضر هراسان از راديکاليسم گسترش يابنده  اعتراضات خياباني در پي مذاکره و مماشات با حاکمان هستند. حال آنکه توده ها با طرح شعارهاي راديکال خود نشان داده اند که کليت نظام را نشانه رفته اند. بيانيه شماره 17 موسوي و اظهارات اخير کروبي و خاتمي بوضوح نشاندهنده رايزني هاي رهبري علني جنبش سبز است که راههاي خروج از بحران! را براي حفظ حاکميت ننگين رژيم جستجو ميکنند.

اما جنبش را سر باز ايستادن نيست و راديکاليسم سياسي و اجتماعي از درون آن بيش از پيش برخواهد خواست و سازش کاران را بگوشه انزوا خواهد راند.

کميته دفاع از آزادي و برابري در ايران – وين

2.02.2010

 

 

Posted in Uncategorized | Leave a comment